دکتر حاج نورعلی تابنده ملقّب به مجذوبعلیشاه از اقطاب متأخر سلسلهی نعمتاللهی سلطانعلیشاهی یا گنابادی
او در ۱۳۰۶ق در شهر بیدخت، در خانوادهای اهل علم و عرفان به دنیا آمد. پدرش، حاج شیخ محمدحسن بیچارهی بیدختی ملقّب به صالحعلیشاه، جدّش نورعلیشاه ثانی و پدرِ جدّش، ملاّ سلطانمحمد گنابادی ملقّب به سلطان علیشاه همگی از اقطاب سلسلهی نعمتاللهی و از عالمان دین بودند. دکتر نورعلی تابنده علوم مقدماتی را نزد پدرش در گناباد فراگرفت و سپس برای ادامهی تحصیلات به تهران آمد. او در سال ۱۳۲۴ش از دبیرستان علمیهی تهران با کسب رتبهی اوّل، موفق به دریافت دانشنامهی دیپلم ادبی شد و سال بعد از همان دبیرستان دیپلم طبیعی گرفت. او سپس به دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۲۷ش، در رشتهی حقوق قضائی به دریافت درجهی لیسانس نایل شد. دکتر نورعلی تابنده همچنین به فراگیری علوم دینی از جمله فقه و اصول نزد برادر بزرگش، حاج سلطانحسین تابنده ملقّب به رضاعلیشاه، استاد محمود شهابی، استاد سید محمد مشکات و شیخ محمد سنگلجی پرداخت. وی همزمان با تحصیل علوم دینی و دانشگاهی، در سال ۱۳۳۱ش نزد پدرش صالحعلیشاه سرسپرد و به جرگهی درویشان نعمتاللهی پیوست. دکتر نورعلی تابنده سپس به منظور ادامهی تحصیل به فرانسه رفت و در سال ۱۳۳۶ش موفق به اخذ درجهی دکتری در رشتهی حقوق از دانشگاه پاریس شد. دکتر نورعلی تابنده در ایام اقامت در فرانسه در کلاسهای درس اسلامشناس مشهور، هانری کربن حاضر میشد و کربن که با بزرگان سلسلهی نعمتاللهی گنابادی آشنایی داشت، به او توصیه کرد که او رسالهای به زبان فرانسه با موضوع «شرح مکتب و طریقهی حاج ملاّ سلطانمحمد گنابادی و یک قرن مکتب او» در انستیتوی تحقیقات عالیه، زیر نظر کربن بنویسد ولی این طرح با وجود فراهم آمدن یادداشتهای تحقیق به انجام نرسید. او پس از بازگشت به ایران مدتی به کار در وزارت امور خارجه و در ۱۳۲۹ش به کار در وزارت دادگستری پرداخت و مدتها عهدهدار شغل ریاست ادارهی سرپرستی دادسرای تهران و مستشاری دادگاه استان تهران بود. دکتر تابنده پس از بازگشت به ایران در مشاغل مختلف قضائی در وزارت دادگستری و تدریس در دانشکدههای حقوق مشغول شد تا اینکه بار دیگر، در سال ۱۳۴۷ش، با بورس دولت فرانسه و به منظور مطالعات حقوقی قضائی عازم پاریس شد و در مؤسسهی بینالمللی مدیریتI.I.A.P. به تحصیل و تحقیق پرداخت و موفق به اخذ دیپلم مدیریت قضائی از آن مؤسسه شد. او پس از بازنشستگی در ۱۳۵۵ش، مدتی به شغل وکالت دادگستری اشتغال داشت و وکالت تعدادی از روحانیان و دانشجویان مورد تعقیب رژیم پهلوی از جمله سیّد مرتضی پسندیده، برادر امام خمینی و نیز آیتالله طاهری، امام جمعهی اصفهان در سالهای بعد را بر عهده داشت. او پس از پیروزی انقلاب نیز مدت کوتاهی در دولت مهندس مهدی بازرگان به سمت معاونت وزارت ارشاد و نیز معاونت وزارت دادگستری منصوب شد نیز به عضویت هیأت امناء و مدیریت سازمان حج و زیارت درآمد تا اینکه در ۱۳۵۹ش، به درخواست خودش مجدّداً بازنشسته شد. نورعلی تابنده همچنین عضو کمیتهی جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران بود وسالها با نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی ارتباط نزدیک داشت و از جملهی امضاءکنندگان نامهی مشهور ۹۰ امضائی خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی بود که به دلیل امضای همین نامه به مدت ۸ ماه بازداشت شد. دکتر نورعلی تابنده مطابق فرمان آقای محبوبعلیشاه و پس از درگذشت وی در ۱۳۷۵ش، با لقب طریقتی مجذوبعلیشاه مقام قطبیت سلسله را عهدهدار شد و سرپرستی درویشان نعمتاللهی سلطانعلیشاهی را برعهده گرفت. او پس از در دست گرفتن زعامت سلسله همچنان در عرصهی سیاست فعال بود. به عنوان مثال او گاه در مراسم بزرگداشت چهرههای ملی مذهبی شرکت میکرد. نیز در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388ش، از حجت الاسلام مهدی کروبی ـ به دلیل آنکه او در میان نامزدهای ریاست جمهوری تنها کسی بود که در ماجرای تخریب حسینیهی دراویش گنابادی در قم، با نگاشتن نامههایی به مقامات مسؤول از جمله وزیر اطلاعات انتقاد کرده بود ـ حمایت کرد. در دو سال اخیر زندگی وی (از 1396 تا 1398) در پی بروز حوادثی مانند اجتماع درویشان در مقابل منزل آقای دکتر نورعلی تابنده به منظور جلوگیری از اعمال محدودیّتهایی علیه وی از سوی نیروهای امنیتی و سپس درگیری میان درویشان و نیروهای مزبور و کشته شدن چند تن در این میان، تشکیل مجالس فقری ممنوع شد، دهها تن از درویشان این سلسله، اعمّ از مرد و زن بازداشت و روانهی زندان شدند. دفتر انتشارات حقیقت ـ که اقدام به چاپ برخی از آثار اقطاب این سلسله میکرد ـ پلمپ شد و قطب دراویش گنابادی دچار شدیدترین محدودیتها و حبس و حصر خانگی شد. دکتر نورعلی تابنده خود در توضیح اینکه چرا سلسلهی نعمتاللّهي گنابادي بيش از ديگر سلاسل فقر در ايران مورد نگراني مسؤولان دولتي قرارگرفتـه و بيشترين حملهها متوجه آن شده است؟ قائل بود که چون در اين دوران سلسلهی نعمتاللّهي سلطانعليشاهي از حيث تعداد پيروان نسبت بـه ساير سلاسل از جمعيت بيشتري برخوردار است لذا توجه و نگراني حكومت بيشتر بر اين سلسله متمركز شده و در اين بين چون از سابق همواره برخي از روحانيون و فقهاء از نفوذ متصوّفه نگران بودند و الآن روحانيون و فقهاء در حكومت نفوذ بيشتري دارند، لذا نگراني آنها نسبت به متصوّفه بر نگراني حكومت از متصوّفه افزوده شده اسـت. تابنده که از آبان ماه 1398 به علت بیماری و ضعف جسمانی در بیمارستان مهر تهران بستری شده بود، در سوم دی ماه همان سال، در سن ۹۲ سالگی به دلیل کهولت سن درگذشت و بنابر وصیتش در مزار سلطانی بیدخت ـ که محل دفن چند تن از اقطاب دراویش گنابادی است ـ با حضور خویشاوندان، دوستداران و جمعی از مردم بیدخت به خاک سپرده شد. بنابر وصیت وی، سیّد علیرضا جذبی طباطبائی ملقّب به ثابتعلیشاه قطب جدید دروایش گنابادی تعیین شد.
از دکتر نورعلی تابنده آثاری باقی مانده است که برخی از آنها عبارتند از: مبتنی بودن جرم و مجازات بر قانون و مسألهی لوایح قانونی در ایران (که رسالهی دکتری وی بوده است)؛ ترجمهی کتاب بررسی جامعهشناسی یک انقلاب یا سال پنجم انقلاب الجزایر، تألیف فرانتس فانون؛ مجموعه مقالات فقهی و اجتماعی؛ مجموعه مقالات حقوقی و اجتماعی؛ سفر حج و عید قربان؛ آشنایی با عرفان و تصوف؛ ترجمهی کتاب بحران دموکراسی تألیف روژه لاکومب؛ شریعت، طریقت و عقل؛ مجموعه رسائل گفتارهای عرفانی و رسالهی حقوق تطبیقی. او همچنین روز سوم اسفند را روز جهانی درویش نامگذاری کرد. این نامگذاری در پی تخریب حسینیهها و بازداشت دراویش گنابادی بود که از سالهای نخست ریاست جمهوری محمود احمدینژاد شدت گرفته بود. به این ترتیب در روز سوم اسفند ۱۳۸۷ دراویش گنابادی در مقابل مجلس شورای اسلامی، در میدان بهارستان تهران برای اعتراض به تخریب محل اجتماع ایشان در اصفهان (آرامگاه درویش ناصرعلی) و بازداشت تعدادی از آنها تحصن کردند ولی نیروهای انتظامی دست به دستگیری و بازداشت شماری از آنها زدند و به این ترتیب روز مزبور از سوی نورعلی تابنده به عنوان روز درویش نامگذاری شد.
منابع: سیّد محمدحسین خبره فرشچی، رسالهی نور در ترجمان مجذوب، ص1 ـ 11، 13 ـ 16، 22 ـ 25، 27 ـ 31؛ دربارهی مزار سلطانی بیدخت، ص59 ـ 60