سردار کابلی، حیدرقلی خان – بخش اول

     سردار کابلی، حیدرقلی خان، عالم ذوفنون امامی قرن سیزدهم و چهاردهم. نام کامل وی حیدرقلی­خان قزلباش کابلی کرمانشاهی و مشهور به سردار کابلی است (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص693؛ سمیعی، ص12). خاندان وی (قزلباش) از خاندان­های شیعه و مشهور افغانستان و پدرش نورمحمد خان، فردی متدیّن و از سرداران امیر شیرعلی خان و امیر یعقوب ­خان (از امرای افغانستان) بود. اجداد وی نیز تا زمان صفویه، سردار فوج، رئیس طایفه و مستوفی بودند (← سمیعی، ص13، 16، 22 ـ 23، 25 ـ 26، 63؛ برای نام­های پدران وی ← همان، ص 64). سردار کابلی در 1293، در کابل به دنیا آمد (آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ امین، ج6، ص273؛ مدرس تبریزی، ج3، ص13؛ سمیعی، ص25). پس از حملۀ انگلیسی­ها به افغانستان در 1295 (1878 م) و خلع امیر یعقوب­ خان از قدرت در 1297، او را با گروهی از اطرافیانش به هندوستان تبعید کردند. از آنجا که نورمحمدخان از اطرافیان وفادار امیریعقوب ­خان بود، او و خانواده­اش نیز به همراه امیریعقوب خان به هند تبعید شدند (← سمیعی، ص15 ـ 17؛ قس آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا که نورمحمد خان را به اشتباه وزیر عبدالرحمان خان دانسته است).

نورمحمدخان به همراه افراد خانواده­اش و از جمله سردار کابلی ـ که در آن زمان کودکی 4 ساله بود ـ از 1297 تا 1304 به مدت هفت سال مجبور به اقامت در لاهور شدند (← آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ مدرس تبریزی، ج5، ص6؛ سمیعی، ص20 ـ 21، 42). سردار کابلی از پنج سالگی در لاهور، نزد سیدحسین هندی به آموختن قرآن کریم و پس از آن در مدرسه و همچنین نزد معلمی به نام سلامت­علی ـ که در خانه و به طور خصوصی به آموزش وی می­پرداخت ـ به آموختن ریاضیات، جغرافیا، زبان هندی، انگلیسی و اردو پرداخت (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص694؛ امین، ج6، ص273 ـ 274؛ سمیعی، ص48؛ قس مدرس تبریزی، ج5، ص6 که سردار کابلی را در آغاز تحصیل، هشت ساله دانسته است). از آنجا که آب و هوای لاهور برای نورمحمدخان و فرزندش، سردار کابلی ناسازگار بود و نیز امیدی به بازگشت به وطن نداشت، در 1304 از نایب السلطنۀ هند تقاضا کرد که با خروج او از هند را موافقت کند. نورمحمدخان پس از کسب اجازه از نایب السلطنه در همان سال به عراق رفت و در کاظمین اقامت گزید (← آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ امین، ج6، ص274؛ مدرس تبریزی، همانجا؛ سمیعی، ص21). از آنجا که نورمحمد خان در نجف و کاظمین با برخی از عالمان دینی امامی معاشرت داشت و گاه به همراه فرزندش به دیدار آنها می­رفت، عالمان مزبور سردار کابلی را به کسب دانش تشویق می­کردند و به پدر وی نیز توصیه می­کردند که فرزندش به کار دیگری جز تحصیل علم مشغول نشود (← سمیعی، ص49). از جملۀ این عالمان می­توان به میرزا حسین نوری (← نوری، میرزا حسین*) و سیدحسن صدر (← صدر، سید حسن*) اشاره کرد (← همان، ص49، 51 ـ 52). با تشویق­های دو عالم مذکور، سردار کابلی به آموختن علوم دینی روی آورد و در کنار تکمیل ریاضیات و آموختن حساب، هندسه، جغرافیا، هیأت و نیز انگلیسی نزد سلامت­علی ـ که به همراه خانوادۀ نورمحمدخان به عراق رفته بود ـ او حدود شش ماه در نجف، نزد شیخ عمران نجفی و پس از آن در حدود دو سال نزد شیخ علی­اصغر تبریزی ـ که از مدرّسان حوزۀ کاظمین بود و نورمحمدخان او را برای تعلیم فرزندش به خانه دعوت می­کرد ـ کتاب­های شرایع، معالم و قوانین را آموخت (← آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ امین، ج6، ص274؛ سمیعی، ص55؛ قس همو، ص49 که مدت تلمذ سردار کابلی نزد شیخ علی­اصغر تبریزی را شش سال دانسته است). نورمحمد خان به دلیل گرمای طاقت فرسای عراق، تابستان­ها به نواحی خوش آب و هوای غرب ایران به ویژه کرمانشاه می­آمد و به تدریج علاقمند شد که در آنجا اقامت کند. نورمحمد خان به دنبال ابتلای سردار کابلی به بیماری صُداع، در 1310 به همراه سایر افراد خانواده و از جمله سردار کابلی که هفده سال داشت، پس از شش سال توقف در عراق به کرمانشاه آمد و در آنجا اقامت گزید (← آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ امین، ج6، ص274؛ سمیعی، ص21). از آنجا که کرمانشاه به علت قرار گرفتن بر سر راه مسافران و زائران عتبات عالیات، محل رفت و آمد برخی از عالمان مشهور بود و سردار کابلی نیز از ثروت کافی و وسایل پذیرایی برخوردار بود، بسیاری از عالمانی را که به کرمانشاه وارد می­شدند به منزل خود دعوت و از آنها پذیرایی می­کرد و به کسب دانش از آنها می­پرداخت. از جملۀ این عالمان شیخ عبدالرحمن مکّی شافعی بود که سردار کابلی با خواندن کتاب­هایی چون دیوان متنبّی و شرح نفیسی نزد وی به فراگرفتن معانی، بیان، بدیع، طب و نیز علوم غریبه پرداخت (← آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا؛ مدرس تبریزی، همانجا؛ سمیعی، ص56 ـ 57). سردار کابلی پس از اقامت در کرمانشاه، چند بار برای زیارت عتبات عالیات به عراق و نیز به برخی شهرهای ایران مانند تهران، مشهد و یک بار هم به بمبئی سفر کرد. او در این سفرها نیز به استفاده از محضر دانشمندان این شهرها می­پرداخت (← سمیعی، ص58). در 1324 پدر وی، نورمحمد خان درگذشت و او که تا این زمان حیدرقلی­خان نام داشت، لقب سردار کابلی را از پدر به ارث برد و سردار کابلی نامیده ­شد (← سمیعی، ص12 ـ 13، 62). سردار کابلی در کرمانشاه با دختر یکی از عالمان آنجا به نام محمدصادق نوری آل­ آقا، ملقّب به صدرالشریعه ازدواج کرد. او تا پایان عمر جز این همسر، همسر دیگری اختیار نکرد و تمام فرزندان وی (← ادامۀ مقاله) از همین همسر بودند (← سمیعی، ص 65 ـ 66).

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی