سردار کابلی برخلاف سایر عالمان دینی که به کارهایی چون امامت جماعت، وعظ و تبلیغ، گرفتن وجوه شرعی و اجرای حدود میپردازند، نپرداخت بلکه به دلیل داشتن زندگی و تربیتی متفاوت با طلاب علوم دینی و نیز روحیهای انزواطلب، بیشتر اوقاتش به مطالعه، تألیف و حشر و نشر با شمار اندکی از دانشمندان و فضلا میگذشت. او در کرمانشاه مجلس درس نیز نداشت زیرا در آن شهر، افرادی که میتوانستند از دانش وی استفاده کنند بسیار نادر بودند و همین مسأله باعث میشد که گاه از تنهایی و نداشتن دوستان موافق و افرادی که بتوانند از دانش او بهرهمند شوند، رنج ببرد (← سمیعی، ص84 ـ 85، 88، 94 ـ 95، 97، 102؛ قس آقابزرگ طهرانی، 1404، همانجا که گفته او در کرمانشاه به انجام وظایف شرعی و امامت جماعت پرداخت). معاشران سردار کابلی، اندک افراد دانشمندی بودند که برخی از آنها گاه برای مأموریتهای دولتی در کرمانشاه به سر میبردند. برخی از این افراد عبارتاند از: فضلالله خان آشتیانی (رئیس دادگستری کرمانشاه)، ادیب حضور صادق وحدت (رئیس نظام وظیفۀ کرمانشاه)، عبدالحمید بدیع الزمانی کردستانی،عبدالعزیز جواهرکلام و غلامرضا کیوان سمیعی (← کیوان سمیعی، غلامرضا*) (← سمیعی، ص2 ـ 3، 84، 87 ـ 88، 94 ـ 97). به همین دلیل شاگردان و یا افرادی که از او اجازۀ نقل حدیث دریافت کردهاند بسیار کماند که در این میان میتوان به آیت الله، سید محمد حجّت کوهکمری (← حجّت کوهکمری، سید محمد)، غلامرضا کیوان سمیعی و مرتضی مدرّس گیلانی اشاره کرد (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص695؛ سمیعی، ص177 ـ 178؛ صدوقی سها، ص389). اشخاص دیگری که سردار کابلی آنها را ملاقات کرده دانش آنها را میستود و با آنها مفاوضات علمی داشت عبارت بودند از: میرزا محمود قمی ملقب به مشیرالوزاره، عبدالغفارخان نجمالدوله (← نجمالدوله، عبدالغفار*) و مهندس عبدالرزاق بغایری (← بغایری، عبدالرزاق*) (← سمیعی، ص181 ـ 182، 188، 190 ـ 192).
سردار کابلی اتصال سند روایت را شرط اجتهاد میدانست و برای اجازه، اهمیت بسیاری قائل بود. مشایخ اجازۀ سردار کابلی عبارتاند از: سیدحسن صدر، میرزا محمدعلی رشتی، سیدعباس لاری، شیخ عباس قمی (← قمی، عباس بن محمدرضا*)، سیدیحیی خراسانی و سیدمحسن امین (← امین، محسن*) (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص695؛ همو، 1403، ج18، ص351 ـ 352؛ سمیعی، ص 103؛ برای متن اجازۀ سیدمحسن امین به وی ← همان، ص 107).
سردار کابلی در اواخر عمر توسط آیت الله بروجردی (← بروجردی، حاج آقا حسین طباطبائی*) برای تشکیل حوزۀ درس ریاضیات به قم دعوت شد ولی ضعف، سالخوردگی و سایر مشکلات مانع از انجام این کار شد (← سمیعی، ص331). او در 1372 در کرمانشاه درگذشت. بنابر وصیت وی، پیکر او را به نجف حمل کردند و در قبرستان وادیالسلام به خاک سپردند (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص695؛ سمیعی، ص331 ـ 332؛ نجومی، ص76 ـ 78). از سردار کابلی یک دختر و سه پسر به نامهای عبدالنبی، عبدالامیر و زینالدین قزلباشان به جای ماند. همۀ پسرهای او موفق به تحصیلات عالی شدند (← سردار کابلی، 1352ش، مقدمۀ قزلباشان، ص یک؛ سمیعی، ص332).
سردار کابلی را دارای صفات پسندیدهای چون زهد، ورع، ادب، وقار و تواضع دانستهاند (← آقابزرگ طهرانی، 1404، ج2، ص695؛ سمیعی، ص98؛ نجومی، ص57، 70). او به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی، عبری، اردو و هندی مسلط و به فرانسه، لاتین و سانسکریت نیز اندکی آشنا بود. علاوه بر آن سردار کابلی در ادبیات، فقه، کلام، حدیث، علوم غریبه، هیأت و نیز اقسام علوم ریاضی صاحب نظر بود و خطوط نسخ، رقاع و نستعلیق شکسته را به خوبی مینوشت (← سمیعی، ص 99 ـ 103، ص260 ـ 261؛ مدرس تبریزی، ج3، ص13، ج5، ص6؛ نجومی، ص56). سردار کابلی به دلیل تسلط بر علم هیأت و ریاضی، محرابهای مساجد کرمانشاه را دقیق نمیدانست و خود پس از تعیین قبلۀ دقیق، با مقداری انحراف نسبت به آنها نماز میگزارد (← سمیعی، ص167؛ نجومی، ص61). او همچنین در کتاب تحفة الاجلة، با نشان دادن راههای متعدد یافتن جهت قبله و تعیین دقیق طول و عرض جغرافیایی شهرها، به امور دیگری مانند درستی محراب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره کرده و با وارد ندانستن اعتراض عالمانی مانند علامۀ مجلسی، دلیل ایرادهای آنها را آگاه نبودن به دقایق علم هیأت و اعتماد آنها به هیأت بطلمیوسی دانسته است (← مجلسی، ج97، ص433 ـ 434؛ سردار کابلی، 1319، ص25 ـ 26، 70 ـ 73؛ طباطبائی، ج1، ص335 ـ 336؛ نجومی، ص61 ـ 62).
سردار کابلی دارای آثار ارزشمندی بوده است. این آثار بر دو قسماند. قسم اول حاشیهها و تعلیقههای او بر کتابهای کتابخانهاش بوده است. از آنجا که پس از درگذشت وی، یکی از فرزندان وی کتابخانۀ مزبور را به تهران برد و به بهای اندکی فروخت، اکنون از کتابها و نیز حاشیهها و تعلیقههای مذکور اطلاعی در دست نیست (← آقابزرگ طهرانی، 1403، ج14، ص125؛ سمیعی، ص330 ـ 331؛ نجومی، ص56، 60، 75 ـ 76). عمدۀ آثار مدوّن سردار کابلی در حدود 30 عنوان است. این آثار به دو بخش تقسیم میشوند. بخش اول در ریاضیات، اوزان شرعی و هیأت است که عبارتاند از: غایة التعدیل فی معرفة الاوزان و المکاییل، این کتاب در 1352ش با اهتمام فرزند سردار کابلی، عبدالنبی قزلباشان و مقدمۀ احمد آرام به صورت افست چاپ شد؛ تبصرة الحُر فی تحقیق الکر؛ العلم الشاخص فی اسرار ظل الشاخص (در اعمال فلکی)؛ تحفة الاجلة فی معرفة القبلة. این کتاب در 1319 در تهران به چاپ رسیده است؛ کشف القناع فی تحقیق المیل و الذراع؛ قبله شناسی یا قبله نمای جهان. این کتاب در واقع ترجمۀ فارسی تحفة الاجلة است که سردار کابلی آن را برای فضل الله خان آشتیانی به فارسی نگاشته و در 1323 در تهران به چاپ رسیده است؛ مصباح القواعد (در ریاضیات) و رسالهای در استخراج اوزان مرکّب.
عمدۀ آثار مدون سردار کابلی عبارتاند از: الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین/ الاربعون حدیثاً؛ دیوان ابوطالب؛ شرح قصیدۀ لامیۀ ابوطالب؛ تعلیقات علی نهج البلاغة؛ شرح دعای صباح؛ شرح خطبۀ حضرت زینب (در کوفه)؛ شرح تهذیب المنطق؛ تحفة الاحباب فی بیان آیات الکتاب؛ رسالهای در نقد تفسیر طنطاوی؛ ترجمۀ التحصین فی صفات العارفین؛ ترجمه و شرح دعای ندبه؛ مناظرات، این کتاب ترجمۀ کتاب المراجعات سید شرفالدین عاملی به فارسی است و در 1365، در تهران به چاپ رسیده است؛ ترجمۀ الکنز المبذول للغنی و الفقیر؛ مطلع الفجر فی علم الجفر؛ ترجمۀ انجیل برنابا (به فارسی) این ترجمه ابتدا در 1350، در کرمانشاه و بار دیگر در 1345ش به وسیلۀ محمدعلی صفیر در تهران به چاپ رسیده است؛ مناهج الوفاق فی الاعداد و الاوفاق؛ رسالهای در اسرار جفر جامع (غیر از مطلع الفجر است)؛ العلق النفیس فی ما یطرب به الجلیس؛ نظم باب حادی عشر (بر وزن مثنوی)؛ الدر النثیر/الدرر النثیرة که کشکولی در 3 مجلد و در علوم گوناگونی چون تاریخ، حدیث، لغت، نحو، رجال، کلام، شعر و ریاضیات است، شرح حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) در بیان قطر و محیط خورشید و ماه مطابق با اکتشافات عصر حاضر است و رسالهای در معرفت تواریخ مشهوره (← آقابزرگ طهرانی، 1403، ج1، ص415، 493، ج2، ص366، ج3، ص317، 408، 410، ج8، ص79، 139، ج13، ص161، 253، ج17، ص46، ج22، ص351؛ همو، 1404، ج2، ص696 ـ 698؛ سمیعی، ص 122 ـ 123، 140 ـ 142؛ حسینی، ج2، ص768؛ برای اطلاع مفصل دربارۀ این کتابها ← همان، ص134 ـ 143؛ قس آقابزرگ طهرانی، 1403، ج23، ص131، ج24، ص200 که منظومة فی علم الکلام را تألیفی غیر از نظم باب حادی عشر است؛ همو، 1403، ج17، ص46 محل چاپ قبله شناسی را تهران دانسته است). سردار کابلی به فارسی و عربی شعر میسرود و تخلّص وی جاوید بود (← امین، ج6، ص274؛ سمیعی، ص303، برای برخی از شعرهای او ← همان، ص304 ـ 306).
منابع: محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد 1404؛ همو، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت 1403؛ امین؛ کیوان سمیعی، زندگانی سردار کابلی مشتمل بر حوادث افغانستان در قرن نوزدهم میلادی، تهران 1363ش؛ حیدرقلی بن نورمحمد خان سردار کابلی، تحفة الاجلة فی معرفة القبلة، [بیجا] 1319ش؛ همو، غایة التعدیل فی معرفة الاوزان و المکاییل، چاگ عبدالنبی قزلباشان، تهران 1352ش؛ منوچهر صدوقی سها، تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، تهران 1423؛ طباطبائی؛ مجلسی؛ محمدعلی مدرّس تبریزی، ریحانة الادب، تهران 1369ش؛ مرتضی نجومی، نجوم امت: آیت الله علاّمه شیخ حیدرقلی سردار کابلی، نورعلم، سال، ش49 (بهمن و اسفند 1371).